تبليغاتX
:: وبلاگ بچه های جامخانه ::  

وبلاگ بچه های جامخانه

عکس از این روستا و داستان ها



/* /*]]>*/ این بار مقاله ای درباره ی مراسم دسته روی بین روستاهای اسرم و جامخانه را برایتان آماده کردم. روستاهای اسرم و جامخانه از سالیان دراز که نزدیک به یک صده می شود همیشه با هم در عزاداری ها شرکت می کردند. در روز نهم یا همان تاسوعا مردم جامخانه برای عزاداری به روستای اسرم می روند. جامخانه ای ها با دسته های عزاداری زنجیر زنی، سینه زنی، علمداران، کفن پوشان و عاشقان امام حسین به سوی این روستا در روز تاسوعا حرکت می کنند. دسته های عزاداران بیش از 2 کیلومتر را  می پیمایند تا به روستای اسرم برسند. در بین راه نیز دسته های عزاد اری مشغول به عزاداری هستند. پس از رسیدن دسته ها به حسینیه ی اسرم دسته ها یکی یکی وارد حسینیه ی روستای اسرم می شوند و از در دیگر آن خارج می شوند. پس از اتمام دسته روی روستای جامخانه پس از یک ربع یا نیم ساعت دسته ی عزاداران روستای اسرم وارد تکیه می شوند و به عزاداری مشغول می شوند. در پایان این دسته روی گروهی به عنوان نمایش دادن آنچه که در روز تاسوعا اتفاق افتاده وارد می شوند و نمایش را اجرا میکنند و به همراه خود تمثال هایی از خیمه ها و کاروان اسرا و لشکر یزیدیان و اسبها و شتران روز عاشورا را می آورند و نمایش می دهند. در واقع در آخر دسته های عزاداری این گروه وارد می شوند که نمایشی مانند تعزیه را در محل برگزار کنند ولی به خاطر ازدحام زیاد جمعیت و شلوغی بیش از حد نمی توانند تمامی کارهایی که باید در تعزیه انجام شود را انجام دهند. پس از پایان تمامی مراسم که تقریبا در ظهر به اتمام می رسد مردم وضو می گیرند و وارد مسجد می شوند و نماز جماعت بر پا می کنند. پس از خواندن نماز مردم از حسینیه ها خارج می شوند و برای صرف نهار به خانه ی یکی از اهالی اسرم می روند. یکی از رسم های خوبی که در این میان وجود دارد این است که کسانی که برای امام حسین(ع) ولیمه می دهند  کسی را برای صرف نهار به خانه ی خود دعوت نمی کنند و هر کسی که گرسنه است به عنوان مهمان امام حسین به خانه ی هر کسی که ولیمه می دهد می رود . به این ترتیب روز تاسوعا به اتمام می رسد و اهالی هر دو روستا در شب تاسوعا دسته روی ای در محل خود برگزار می کنند و برای فردا آماده می شوند. در روز عاشورا ساعت9 دوباره  دسته های عزاداری روستای جامخانه آماده می شود و به سوی حسینیه این روستا حرکت می کند و در بین راه می ایستد تا دسته ی روستای اسرم بگذرد و به تکیه برسد . دسته های عزاداری روستای اسرم یکی یکی وارد حسینیه جامخانه می شوند و می گذرند . وحالا همه منتظر ورود دسته ی عزاداران جامخانه هستند . پس از حدود یک ساعت دسته های عزاداری در حدود 500 متری حسینیه تشکیل می شود و به سوی حسینیه حرکت می کند . در ابتدا نوازندگان طبل و فلوت به همراه علم وارد تکیه ی حسینیه می شوند و پس از آن دسته های سینه زنی ، زنجیر زنی، کفن پوشان،عاشقان و نمایش وارد حسینیه می شوند. به همراه همه ی این دسته های عزاداری مداحانی هستند که آنها را همراهی می کنند . پس از خروج دسته های عزاداری فقط دسته های عزاداری عاشقان امام حسین (ع) و نمایش در حیاط وسیع حسینیه ی جامخانه می مانند و مراسم را اجرا می کنند گروه نمایش که شامل  خیمه ها و کاروان اسرا و لشکر یزیدیان و اسبها و شتران  هستند مراسم پایانی این عزاداری بزرگ را انجام می می دهند و با آتش زدن تمثال خیمه ی امام حسین در حیاط حسینیه مراسم به پایان می رسد و خیل عزاداران برای بر جای آوردن نماز وضو می گیرند . نماز ظهر عاشورا به یاد نماز ظهر عاشورای امام حسین و یارانش با شکوه در تکیه به جماعت می خوانند و پس از آن مهمانان عزیز روستای اسرم برای صرف نهار به خانه ی افرادی که ولیمه می دهند می روند و پس از آن به روستای خود باز می گردند. در شب عاشورا مراسم شام غریبان در مساجد و تکایای دو روستا انجام می شود و در شب نیز دسته روی کوچک تری انجام می شود و به این ترتیب عزاداری روز عاشورا به اتمام می رسد. البته تا 18 صفر همه روزه در تکایا و مساجد دعای زیارت عاشورا خوانده می شود و تا چند روز بعد از عاشورا هنوز هم بوی عزاداری امام حسین از دو روستای اسرم و جامخانه به گوش می رسد. به امید اینکه این رسم بسیار خوب تا صدها سال پا بر جا بماند و همبستگی بین مردمان این دو روستا از بین نرود.پایان
+نوشته شده درشنبه چهاردهم دی 1387ساعت 23:26 توسط محمد باقر |

سلام. هفتم ماه محرم را به شما تسلیت عرض می کنم. به مناسبت همین برای شما جامخانه ای های عزیز یک آهنگ فلوت در نظر گرفتم که قصد دارم برای دانلود قرار دهم. امیدوارم خوشتان بیاید.

حجم:343 کیلو بایت

دانلود: 

              

               

+نوشته شده درشنبه چهاردهم دی 1387ساعت 22:4 توسط محمد باقر |

+نوشته شده درجمعه سیزدهم دی 1387ساعت 0:0 توسط محمد باقر |

با عرض سلام و خسته نباشید امروز می خواستم برای هم محلی های عزیز جامخانه ای مرثیه ای رو که آقای بابا ذبیحی به همراهی عباس بازاری خوندن رو براتون برای دانلود قرار بدم. این مرثیه رو در مراسم عزاداری امام حسین در روز عاشورای سال قبل(86) و در تکیه ی امام حسین(ع) برای دسته ی زنجیر زنی اجرا کردند. امیدوارم که خوشتون بیاد.

حجم:2643 کیلو بایت

دانلود : برای دانلود مرثیه بر روی عکس زیر کلیک کنید


                    
+نوشته شده درپنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 23:5 توسط محمد باقر |

باز این چه شورش است که در خلق عالم است     باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز هم محرم آمد ماه خون ،ماه پیروزی حق بر باطل. و مسلمانان بر سر و سینه ی خود می زنند در این ماه و چه زیباست عزاداری سرور و سالار شهیدان در این شبها.

+نوشته شده درچهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 10:25 توسط محمد باقر |

در پست قبلی زندگینامه ی شهید را برای شما گذاشتم. در این پست قصد دارم که چند عکس از این شهید برای شما بگذارم.

 

 

 

به نقل از وبلاگ : شهید رسول شمسی

+نوشته شده درشنبه نهم شهریور 1387ساعت 19:19 توسط محمد باقر |

 

                           

در تاریخ 2/4/1374 شهید رسول شمسی در یک خانواده ی مذهبی چشم به جهان گشود . پدرش نام وی را بر حسب عشق و علاقه به خاندان عصمت و طهارت مصداق آیه ی مبارک اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولل امر منکم رسول نهاد در ایام نوجوانی وارد مدرسه ابتدایی جامخانه شدو دوره ی راهنمایی را در همین روستا به اتمام رساند . از بند تولد لبخند محبت آمیز به گونه ی خانواده ی نشاند  در سن خرد سالگی با پدر مرحومش در جلسات مذهبی از جمله در تکایا و مساجد شرکت می کرد و همیشه در مراسم دسته روی حسینی و زنجیر زنی در صف اول قرار داشته و از دیدار اهالی و هیچ کس پوشیده نیست .

ایشان در تاریخ 18/9/1369 به خدمت مقدس سربازی اعزام شد پس از گذراندن دوره ی آموزشی در تاریخ 18/12/1366 به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شدند و قدم به سرزمین توپ ، تانک ، خمپاره ، سزمین عشق ، سرزمین خون و شهادت و منطقه عملیاتی کوشک گذاشته اند در این راستا دشمن بعثی عراق به دلیل عدم رویارویی با رزمندگان اسلام به علت عقب نشینی دست به اقدام وحشیانه و بمباران شیمیایی نموده است در این بین ، شهید رسول شمسی با دیگر رزمندانش در منطقه آلوده به شیمیایی شده به دست یزیدیان عرصه تاریخ آن دوران یعنی صدام و حامیان آن ها از جمله شیطان بزرگ ، آمریکا در مورخ 31/4/1367 مفقودالاثر گشته و با گفتن یا حسین (ع) و یا ابوالفضل العباس (ع) نام خود را بیمه نموده چون به سرزمینی پا گذاشته بودند که امام حسین (ع) و هفتاد و دو تن از یاران با وفایش در آن سرزمین به شهادت رسیدند و موسی ابن جعفر(ع) را در کنج زندان به غل و زنجیر کشیدند ایشان دوران اسارت را همراه با درد و غم و شکنجه در تونل های مرگ و با بدن شیمیایی و دوری از خانواده با صبر و پایداری و بردباری و شرکت در مراسم های مذهبی تحمل نمودند هر چه از دوران اسارت بیشتر سپری می شد ایشان و دیگر هم رزمان او  صبور تر و گوش به فرمان سید اسیران حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا ابو ترابی بودند هرگز ندای پیر خمین آن پرچم دار حق و حقیقت را فراموش نکردند و تسلیم زیاده خواهی آن دست نشانده خائن نشدند و امانتی را که شهدا و خانواده معظم شهدا به دست ایشان داده بودند که همان صبر و مقاومت و تسلیم نشدن در برابر زور گویان و جنایت کاران بود . با سر بلندی از این امتحان الهی بیرون آمدند ، تا اینکه در تاریخ 19/6/1369 قفل بسته شده اسارت به خواست پروردگار عالم و با تدبیر عالمانه امام شهدا به روی رسول شمس ها باز هم مثل کبوتر سفید حرم حسین (ع) پرواز به سوی خانواده ی خود پر کشیدند و مورد استقبال پر شور و دوستان و هم میهنان ایران اسلامی به زادگاهش (روستای شهید پرور جامخانه  ) قرار گرفته است به قدری این استقبال پرشور و زیبا و گسترده بود که زبانزد خاص و عام شد .

جا دارد در همین جا از مردم خوب و ولایت مدار روستای جامخانه تشکر ویژه نمود . شهید رسول شمسی پس از آزادی بنا به پیشنهاد پدر و مادرش تشکیل خانواده داده و سنت پیامبر اکرم را به جا آورده است . خداوند بزرگ به ایشان سه فرزند به نام های (مریم * فاطمه * علی اکبر ) فرمودند و لبخند شیرین زندگی آنها تمام درد و غم و اندوه دوران اسارت را به فراموشی سپرد . به خانواده خود عشق می ورزیدند می گفتند خدایا من برای سالم ماندن فرزندانم نان حلال و سفره پاک پهن کردم و آنها را سالم و پاک تحویل جامعه بگردان . شهید شمسی فردی دلسوز بود در عمران و آبادی محل فعالیت چشم گیری داشته است در هیئت امنای مدارس ابتدایی و راهنمایی نقش موثری داشت . موسس و بنیان گذار هیئت زنجیر زنی در جامخانه بود . یکی از نیرو های سخت کوش ، پر تلاش ، قاطع در عین حال رئوف و مهربان بود . در جلسه کار گروهای اداره به عنوان مسئول مبارزه با قاچاق کالا دخانی نقش مهمی از خود به جا گذاشته اند تا جائیکه از نظر مدیریت محترم مجتمع دخانیات مازندران از ایشان به عنوان یک کارشناس خبره یاد نموده است . ایشان در جلسات مختلفی شرکت می کردند و همیشه می گفتند در جلسه باید انتقاد و بحث و تبادل نظر باشد تا به یک نتیجه ی مطلوب رسید و در خارج از جلسه مانند دو برادر که انگار حرفی نبود رفتار میکرد . لذا باید به پیام رسول که شهادت سر آغاز پایندگی است ، قلب هایمان را به ذکر خداوند و اهل بیت عصمت و طهارت جلا دهیم و هرگز راه شهدا و امام شهدا و دیگر بندگان مخلص خدا را فراموش نکنیم. خوشرویی که از صفات پیامبران است را توشه راه خود قرار دهیم . وحدت و هم دلی و رسیدگی به وضعیت محرومان و مستمندان را در دستور کار خود قرار دهیم و لحظه ای از آن غافل نباشیم . اما سرانجام این شهید جانباز از بدو آزادی و اسارت تا قبل از شهادتش که بیش از 4 عمل ، عمل جراحی و بیش از 5 بار به تشخیص پزشک معالج دچار به عارضه شیمیایی ناشی از جنگ بوده است . ایشان در سه سال آخر عمر گرامش بیش از 30 جلسه شیمی درمانی در بیمارستان بابلسر و بابل داشته اند و بر اثر عوارض شیمیایی به مهره های کمر و ستون فقراتش سرایت نمود ، اگر نبود دارو و درمان شیمیایی مستمر چه بسا قطع نخاع می شده است . باهمه ی این درد و رنج سر انجام تقدیر چنین گشت : گلچین روزگار عجب با سلیقه است ، می چیند گلی را که در جهان نمونه است. شهید رسول شمسی در روز پنج شنبه مورخ 19/7/1386 ساعت 8:30 مصادف با 29 ماه مبارک رمضان با دست و پا و جسم بیمارش میکربی شیمیایی ندای حق را لبیک گفت و از عالم خاکی به عرش اعلا پر کشید . پر پرواز زیبایی داشته ای اما چه کنیم تقدیر چنین است چون خداوند انسانهای پاک و اسوه را از زمین به پرواز فرا می خواند.خدایا روح بلند شهیدان کربلا و شهدای ایران زمین به ویژه شهید رسول شمسی را با روح پر فتوح سالار شهیدان قرین رحمت قرار بده . پروردگارا ما را ادامه دهندگان راه شهدا و راه شهید رسول شمسی قرار بده.   

به نقل از وبلاگ :شهید رسول شمسی جامخانه

+نوشته شده درشنبه نهم شهریور 1387ساعت 19:14 توسط محمد باقر |

امروزم سری بعدی عکسها رو براتون آماده کردم که ببینیم.

          

برای دیدن بقیه ی عکس ها به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
+نوشته شده درجمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 17:5 توسط محمد باقر |

سلام امروزم پس از مدتها خواستم که دوباره عکسها رو بزارم . و این دفعه عکسهایی از عزاداری امسال جامخانه هست که چون تعدادش زیاده تو دو تا پست براتون میفرستم.

  

برای دیدن بقیه ی عکسها به ادامه مطلب بروید(۱۸ عکس)


ادامه مطلب
+نوشته شده درسه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 0:49 توسط محمد باقر |

سلام طبق قولی که به شما داده بودم میخوام براتون عکسهایی از عزاداری اسرم و جامخانه بزارم که اول عکسهای روستای اسرم رو تو یک ست و بعد عکسهای روستای جامخانه رو تو دو تا پست براتون میفرستم.

   

برای دیدن بقیه ی عکسها به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
+نوشته شده درجمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 1:45 توسط محمد باقر |